از فردای شکل گیری آرایش نظامی در خلیج فارس که با هدف مقابله با مطامع دیکتاتوری خامنه‌ای صورت گرفته است، اکنون شاهد آن هستیم که کشورهای اروپایی نیزسیاست‌های مخرب رژیم اخوندی را زیر ضرب قرارداده اند.

تازه ترین تحولات نظامی سخن از گسیل «سامانه موشک های پاترویت» و نیز اعزام «زیردریایی اتمی و کشتی جنگی یو اس اس آرلینگتون» به منطقه را دارند. در این رابطه وزارت دفاع آمریکا اعلام کرده است که «از نزدیک به مانیتور فعالیتهای رژیم ایران و نیروهای مسلح آن و هم چنین نیروهای مزدورش در منطقه ادامه میدهد».

به موازات این تحولات باید به وجود شکاف عمیق میان رژیم آخوندی و اتحادیه اروپا اشاره نمود، امری که طی روزهای گذشته خود را در مواضع مهمترین شریک تجاری حکومت به نمایش گذاشته است. برای نمونه وزیر خارجه فرانسه ضمن سرزنش کردن دیکتاتوری خامنه‌ای مبنی بر خروج از بندهایی از برجام، تاکید کرده است: «رژیم ایران در صورت از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای پایبندی خود به برجام را زیر پا گذاشته است».

همچنین وزرای خارجی سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس در بیانیه‌ای مهلت ۶۰ روزه از سوی رژیم برای «پادرمیانی» اتحادی اروپا و حل و فصل تحریم‌ها، اعلام کرده‌اند: «هیچ ضرب‌الاجلی را از سوی تهران نمی‌پذیرند».
چنین وضعیتی نیز برای اتحادیه اروپا به مثابه شریک مهم تجاری حکومت صادق است. این اتحادیه در بیانیه‌ای تاکید کرده است: «ما قویاً رژیم ایران را فرا می‌خوانیم تا به اجرای تعهداتش بر اساس برجام به‌طور کامل ادامه دهد. ما هر گونه الیتماتوم را رد می‌کنیم و تبعیت ایران را از التزاماتش بر اساس برجام و ان پی تی از طریق عملکردش ارزیابی می‌کنیم». (سایت مجاهدین خلق ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸)

پیشتر کمال خرازی، رییس شورای راهبردی روابط خارجی یا همان «وزیر خارجه بیت خامنه‌ای» با اشاره به تصمیم حکومت، از اتحادیه اروپا خواسته بود:«این فرصت خوبی برای اروپاست که با تسریع در اجرایی کردن اینستکس، کندی اقدام گذشته خود را جبران و از مرگ برجام جلوگیری کند».

بدین سان ملاحظه می‌شود که شکاف میان اتحادیه اروپا و آمریکا بر سر سیاست‌های مخرب رژیم روز بروز بسته شده و تمامی تلاش‌های ولی فقیه ارتجاع برای راه رفتن در این شکاف و خرید وقت با بازی میان دو قاره، با شکست روبرو گردیده است.
اکنون برای دیکتاتوری آخوندی برای برون رفتن از مجموعه بحران‌های سیاسی و نظامی پیش رو، دو راه حل متصور است، نخست نوشیدن جام‌های زهر و رفتن به پای میز مذاکره، البته این بار با سراپایی خونین و دیگری ادامه سیاست‌های مخرب گذشته و به تبع آن تشدید بحران.