میراث فرهنگی در هر کشوری بیان‌کننده تاریخ ، فرهنگ ، هنر و تمدن مردم آن سرزمین است.
وجود ابنیه‌ی تاریخی، آثار باستانی، اشیاء و کتب عتیقه، پول، سکه و زیورآلات، تابلو، فرش و ظروف قدیمی، اشیاء منقول و هرآن چه را که به آن « آثار ملموس» می‌گویند، بخشی از میراث فرهنگی تعریف می شوند.

متأسفانه از زمان قدرت گرفتن دیکتاتوری فاسد و غارتگر آخوندی شاهد رشد پدیده‌ای بنام « غارت میراث فرهنگی» در میهنمان می‌باشیم. خروج غیرقانونی اشیاء و آثار باستانی از سوی سپاه پاسداران و یا باندهای مافیایی وابسته به حکومت که بخش‌هایی از آنان امروزه در موزه‌های جهان به نمایش گذاشته‌شده‌اند؛ مبین این واقعیت می‌باشند.

ابعاد ضربات جبران‌ناپذیر بر میراث فرهنگی تنها به نمونه‌های غارت و یا دزدی اموال تاریخی از سوی متولیان فاسد آخوندی بر‌نمی‌گردد، بلکه آن روی دیگر این سکه، همان عدم اختصاص بودجه برای مرمت و بازسازی و همچنین تخریب عامدانه ابنیه و آثار بسیار ارزشمند فرهنگی، هنری و نشانه‌های تمدن ایران باستان می‌باشند.

وضعیت در ایران آخوند زده به حدی است که یک گزارش حکومتی ضمن اعتراف به ابعاد غارت و وجود بحران درزمینهٔ تخریب عامدانه میراث فرهنگی نوشته است: « از یکسو شاهد تعرض به عرصه و حریم میراث جهانی ایران هستیم و از دیگر سو شاهد انتشار خبرهایی در خصوص دستگیری کارکنان و مدیران کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان‌ها که دلایل مختلف از قاچاق اشیای عتیقه و تبانی با حفاران غیرمجاز گرفته تا تبانی در معاملات دولتی، تضییع حقوق بیت‌المال و جعل اسناد دولتی و... را شامل می‌شود». ( خبرگزاری حکومتی ایلنا ۲۴ دی ۱۳۹۷)

واقعیت در دیکتاتوری مذهبی ملایان این است که دیدگاه ارتجاعی آخوندی به مقوله « میراث فرهنگی » صرفاً بر پایه « جذب توریست » و دلارهای حاصله از آن و یا تنها به « صادرات صنایع‌دستی» خلاصه می‌شود. بر این منطق است که روزانه شاهد از بین رفتن و یا تخریب بسیاری از ابنیه و آثار ارزشمند تاریخی در میهنمان و بی‌توجهی عامدانه سازمان‌های ذی‌ربط در این زمینه می‌باشیم.

این گزارش در ادامه به ابعاد بحران فوق اشاره‌کرده و می‌افزاید : «به گفته رئیس صندوق احیای سازمان میراث فرهنگی، ۷۰۰ هزار اثر تاریخی فرهنگی در کشور وجود دارد و تاکنون فقط ۳۲ هزار اثر ازاین‌بین در کشور ثبت ملی شده است. شاید یکی از دلایل این تعلل در ثبت میراث فرهنگی به دلیل حضور مدیران غیرمتخصص در حوزه میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری باشد.

به‌موازات این واقعیات باید به جابجایی‌ها و به‌کارگیری عناصر غیرتخصصی در مناصب مدیریت برای این حوزه فرهنگی و تاریخی که تماماً از مهره‌های دولتی ، سپاه و یا باندهای مافیایی می‌باشند، اشاره نمود، امری که تماماً در راستای سیاست‌های کلی نظام آخوندی مبنی بر « خالی نمودن » میراث فرهنگی از محتوی فرهنگی و ملی و یا « بی‌ارزش نمودن » فرهنگ و تمدن باستانی میهنمان می‌باشد.

این گزارش وجود این واقعیت را این‌گونه به تصویر کشیده است: «غفلت در انتخاب صحیح مدیرانی تخصصی در حوزه میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به اینجا ختم نمی‌شود چنانکه طی یک سال گذشته شاهد عزل و نصب‌های متعددی در حوزه مدیریت اداره کل استان‌ها بودیم که برخی از این عزل و نصب‌ها با توجه به عدم تخصص شخص انتخاب‌شده، این شائبه را ایجاد می‌کند که دست‌های پنهان متعددی در این انتخاب‌ها وجود دارد و رئیس سازمان ناچار است بدون توجه به تخصص، حکم مدیرکل را امضا کند».