Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

مخواه از من سخن جز عشق گویم
سخن جز عشق گفتن،کار من نیست

مجو در شعر من جز چهره ی عشق
چو عشق آنجاست،نقشِ جان و تن نیست

دلت را جز به دست عشق مسپار
که غیر از عشق اینجا مؤتمن نیست

در آنجائی که سر باید سپردن
بغیر از عاشقان،کس ممتحَن نیست

انالحق گو،نباشد گر سرِ دار
به تن از عشق او را پیرَهَن نیست

نه ای عاشق، نیا در محفلِ عشق
گلستان جای هر زاغ و زغن نیست