سردار بی بی مریم بختیاری، (زادۀ۱۲۵۳ ـ درگذشتۀ ۱۳۱۶شمسی) از زنان مبارز دورۀ مشروطه و خواهر سردار اسعد بختیاری و از مشوّقان او در فتح تهران و پیروزی انقلاب مشروطه در ۲۵تیرماه ۱۲۸۸ شمسی بود.

او از پیشگامان مطالبه حقوق زنان و از مدافعان ملی ایران در برابر اشغالگران روس و انگلیس در جنگ جهانی اول بود. او فنون جنگ نظامی و لشکرداری را از پدرش حسینقلی خان ایلخانی و برادرانش آموخت و آن آموزه ها را در مبارزه با اشغالگران روس و انگلیس به کاربست.
 او مانند دیگر زنان ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری مهارت یافت. چون همسر و جانشین علیقلی خان چهارلنگ، از سران ایل بختیاری بود، عده یی سوارکار در اختیار داشت. او یکی از مشوّقان سردار اسعد بختیاری در حمله به تهران و فتح آن و در نتیجه پیروزی انقلاب مشروطه بود.
 او مخالف استبداد محمدعلی شاه بود و در نامه ها و تلگرامهای مختلف و سخنرانیهایش سران ایل را برای مبارزه با شاه مستبدّ قاجار آماده می کرد.
 «بی بی مریم قبل از فتح تهران مخفیانه با عده ‌یی سوار جنگجو وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرّد حمله سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مُشرف به میدان بهارستان بود، سنگربندی نمود و با عده یی سوار بختیاری، از پشت سر با قزّاق‌ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید.
 نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد» («تاریخ بختیاری، ابوالفتح اوژن بختیاری، تهران، ۱۳۴۵، صفحه۲۱۹).
 بی بی مریم با دخالتهای انگلیس و روس به ایران در جنگ جهانی اول به مخالفت برخاست و در آن دوران سخت و نفسگیر مبارزان را در خانه اش در بختیاری پناه داد و از آنها پشتیبانی کرد. با این که برخی از سران ایل بختیاری از انگلیسی‌ها حمایت می‌کردند به مخالفت با انگلیس‌ها پرداخت. او عده یی از خانهای جزء بختیاری چون خوانین پشتکوه را با خود همراه ساخت و در یورش‌های مداوم خود به انگلیس‌ها صدماتی را به آنها وارد ساخت به طوری که پلیس جنوب مبارزات دائمی و پیگیری را با او شروع کرد.
 قدرت سردار مریم در منطقه به حدّی بود که روس‌ها به هنگام فتح اصفهان خصمانه به منزل او تاختند و اثاثیه او را به یغما بردند و کلیه اموال و املاک او را دراصفهان مصادره کردند» («جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری»، نورالله دانشور علوی، تهران، نشر آنزان، ۱۳۷۷، ص ۱۷۹).
 برخی رجال سیاسی و آزادی خواهان دیگر همچون علّامه دهخدا، ملک الشعرا بهار، وحید دستگردی و… که در خلال جنگ جهانی اول مورد تعقیب نیروهای متّفقین، به ویژه انگلیسی ها بودند، به خانه بی بی مریم پناه آوردند.
 مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیس‌ها در جریان تحمیل قرارداد اوت ۱۹۱۹ و کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ همچنان ادامه یافت.
 دکتر محمد مصدق، حاکم فارس، با کودتای انگلیسی ۱۲۹۹ به مخالفت برخاست و پس از عزل از حکومت فارس، به منطقۀ بختیاری رفت و مدتها مهمان سردار مریم بود. دکتر مصدق تا پایان عمر همواره از این بزرگواری و شجاعت بی بی مریم بختیاری به نیکی یاد می کرد
 بی‌بی مریم بختیاری از معدود زنان مبارز ایران و از نخستین زنان ایرانی است که خاطرات زندگیش را نوشت و در آن از رنج و عقب ماندگی زنان و مسائل سیاسی ـ اجتماعی ایران در آن روزگار انتقاد کرده است. کتاب خاطرات سردار مریم بختیاری بارها چاپ و نشر شده است
 سرانجام سردار مریم بختیاری سه سال پس از تیرباران فرزند برومندش علیمردان خان بختیاری به دستور رضاشاه، و در حالی که از این مصیبت بسیار غمگین و رنجور شده بود، در سال ۱۳۱۶ شمسی در اصفهان درگذشت و در قبرستان تاریخی تخت پولاد به خاک سپرده شد («خاطرات سردار مریم بختیاری، از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه»، تهران، نشر آنزان، ۱۳۸۲، صفجه ۲۱).


***


 در هنگام فتح اصفهان توسط روس‌ها (در جنگ جهانی اول)؛ فن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان، به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود تا این که پس از شکست بختیاری‌ها از روسها و کشته شدن ۵۸ نفر از بختیاریها، راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت.
 به پاس حمایت‌های سرسختانه بی بی مریم از فن کاردف و نجات جان آلمانی های مقیم ایران، ویلهلم امپراتور آلمان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را، که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد.
بی بی مریم بختیاری تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید («ایران در جنگ بزرگ»، عبدالحسین سپهر، تهران، از انتشارات بانک ملی، ۱۳۳۶،صفحه ۳۰۶).
(به نقل از تارنمای «مؤسسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران»).


***


 وحید دستگردی، از ادیبان معروف آن زمان که او نیز از آسیب دیدگان حمله روسها به اصفهان بود و سردار بی بی مریم او را پناه داده بود در وصف او شعری دارد و در آن از حمایتهای بی بی مریم قدردانی می کند:
«شدم من نیـز از اصفـاهـان فراری/
 به سوی کـوه و دشـت بختیــاری
هـزار آواره دیــدم یـار و اغیار/
 پنـاهـنده شـده ز اغیــار بر یـار
فراوان میهـمـان و میـزبــان هیچ/
 رمیـده مرغ بسیـار، آشیـان هیچ...

شدنـد آوارگـان از دشمـن ایمـن/
 ز مردیّ دو تن: یک مرد و یک زن
زنـی در کشــور آرایی یـگانـه/
 ز پـوران دخـت در ایـران نشانه
نهــــــاده مام گیتی مریـمــش نام/
 مسیحـا کرده ز او زهد و خِـرَد وام
مهیـن بانـوی مُـلـک کامـکاری/
 چـراغ افـتـخــــــــار بـختـیــاری
به زیر مقـنعـه از فـرّ و فرهنگ/
 سـزاوار کـُلـه (=تاج) داری و اورَنـگ (=تخت شاهی)
پسندیده هـزارش خصلت و خوست/
 یکی ازصدهزار، این خوی نیکوست
که بر چنـدین هزار آواره چون من/
 حریمش چون حرم گردیده مأمن
نژاد مختـلـف بیگـانـه و خویش/
 ز ایرانی و ترک، آلمان و اتریش
همه بر خـوان نعمـت میهمـانش/
 امـان جستنـد در دارالامـانـش…
زن اَر (=اگر) اینست و آن غارتگـران مرد/
 به گیتی باد بی نام و نشان مرد»
***