بخشی از موعظه آیت‌الله سید محمد طباطبایی، از رهبران انقلاب مشروطه، درباره امیرکبیر و خُفیه نویس او در تبریز:
«... آقا سیّد احمد، پسرعمو، وقتی‌که در عَتَبات بود، نقل کرد از امیرنظام اتابک مرحوم (=امیرکبیر)، که خدایش رحمت کند، حیف آن اسم و لقب که به دیگران داده‌اند، این‌ها کفش پای او حساب نمی‌شوند.
باری سیّد عموزاده در سامره منزلش در بنده‌منزل بود، تعریف می‌کرد که یکی از آقازاده‌های تبریز در خیال مسافرت به وطن خویش بود، پول برای مخارج سفر نداشت. آمد نزد من پول مُعتَد به(=زیاد و هنگفت) از من قرض کرد و رفت.



«در انبوه ترانه‌هایی که شنیده‌ایم، ترانه‌هایی هم هستند که ضمن شیوایی شعر و کلام، یا زیبایی ملودی و آهنگ و گیرایی صدای خوانندهٔ آن، سرگذشت و ماجرایی نیز در پیشینهٔ خوددارند؛ حکایتی که آگاهی از آن، لطف شنیدنش را دوچندان می‌کند و پس‌ازآن، شنونده حسی تازه و ارتباطی نزدیک‌تر با آن ترانه را در خود می‌یابد.

 

پیش در آمد
«در ایام جنگ بین الملل اول تا اوایل دورۀ سلطنت رضاشاه، یعنی تا زمانی که هنوز رضاشاه تمام قلمها را نشکسته بود، انتقادات و طنزهای جالب سیاسی در روزنامه ها نشر می یافتند و در بعضی موارد نویسندگان به وسایل جالبی متوسّل می شدند تا بتوانند حرفهای خود را به گوش ملت برسانند.

 

 اوضاع سیاسی ایران در آستانۀ کودتا 

 

سالها پیش بر وزن شعر ترانۀ «نوای چوپان» و ملودی آهنگ آن، ترانه/ سرودی ساخته شد که بیشتر در جمع گروههایی از زندانیان سیاسی خوانده می شد؛ سرودی که بعدها در مجموعه یی به نام «آفتابکاران جنگل» به شکل نوار کاست در اوایل انقلاب ۱۳۵۷ منتشرشد.

صفحه1 از84