در عهد پر هرج و مرج و شیر تو شیر کهن که دنیا نه سازمان ملل داشت نه انواع کمسیون و نهادهای حقوق بشری و نه دیوان کیفری و جنایی بین المللی و نه کسی از کرامت انسانی و اینگونه حرف های دهان پر کن یامفت می زد و همه چیز بر محور زور و سود و دروغ در گردش بود در شهر بلخ بیگناهی که تنها گناهش سینه سپر کردن جلو زورگوی بود، به دیوان عدالت بردند.

 

رژیم پوسیده و در حال احتضار حاکم بر ایران، غرق در بحرانهای داخلی و خارجی و مات و مبهوت، از تحرکات و رشد سازمان سازمان مجاهدین خلق چه در درون کشور و چه در خارج از کشور، در تلاش برای رهایی خویش به مانند مسافران یک کشتی دچار طوفان شده به هر تخته پاره‌ای چنگ می‌زند.

صفحه2 از785