مکافات بنگاه سخن پراکنی بی بی سی از آنجا شروع می شود که کارفرمای حقوقی اش، دولت بریتانیای کبیرِ سابق، یک روباه پیر و از رونق افتاده است.

اگرچه کبیرِ سابق با وقاحت سابقه دار، زیرآبی به رژیم آدمخوار آخوندی سرویس می دهد، اما رسانهٔ پرطمطراق جهانی اش ناچار است بیرون از آب و پا در هوا برای رژیم سرویس رسانی کند. توجیه و پخش پروپگاندایِ سیاست جانبدارانهٔ نوع جک استراو با خنده های کریه در ملاء عام و زدوبندهای کثیف در خفا و تا حل شدگی احمدی نژاد گونهٔ جرمی کوربین در ضدامپریالیسم آخوندی و ترهات انواع خاطرخواهان هفت رنگ و هفت خطِ فرنگی و وطنی رژیم آخوندی، با بنگاه بیچارهٔ بی بی سی است. این تکلیف برای هر بنگاه تبلیغاتی، حتی با تزریق چند کامیون ژست ژورنالیستی و صد من فیگور بیطرفی، ساده نیست. در سال ۱۹۳۲ که این بنگاه تأسیس شد، آفتاب در سرزمین های تحت سلطهٔ استعمار بریتانیای کبیر هرگز غروب نمی کرد! اما اکنون کشور متبوع این بنگاه تبلیغاتی به روباه پیرِ بی دندانی شبیه شده است که حتی در درون خاک خودش هم مشکلات ریشه ای دارد. کشور دُم کلفتِ استعمارگرِ متبوعِ بنگاه بی بی سی در زمان انقلاب مشروطه، دورهٔ اول مجلس شورای ملی که از منتخبین شاهزادگان قاجاریه و علماء و اعیان و اشراف و ملاکین و تجار و اصناف تشکیل شده بود، را پر از نوکرانش کرد و عملاً آن را در گل نشاند. عمدتاً مبارزهٔ مردم ایران، از دورهٔ‌ انقلاب مشروطه تا به حال، با دو مشکل جدی روبرو بوده است، یکی دخالت کشورهای اجنبی و دیگری نوکرهای داخلی. بنگاه بی بی سی از همان ابتدا به عنوان دستگاه تبلیغاتی دولت اجنبی استعمارگر انگلیس ایجاد شد. بی بی سی با یکطرفی بی شکاف و با ژست حرفه ای سعی می کرد سیاست کثیف استعماری دولت انگلیس، که عمدتاً حمایت از دیکاتور محلی بود، را در قبال کشورهای تحت استعمار و نفوذش در آن جامعه جا بیندازد. فریضهٔ این بنگاه در اصل جاانداختن طرح و برنامهٔ بریتانیای کبیر در طرز فکر مردمان سایر کشورها بوده و هست؛ ایجاد گسست در خودآگاهی تاریخی و پریشانی هویت و لاجرم تسلیم در برابر وضع موجود.

این بنگاه سخن پراکنی در پیشبرد خط استعماری و نواستعماری و اسب عوض کردن دولت متبوعش رودروایستی ندارد؛ در زمان جنگ جهانی دوم وقتی که با تغییر سیاست بین المللی سلطنت رضاشاه سد سیاست جدید شد، یک شبه او را آماج شدیدترین حملات قرار داد و زمینه را برای کنار گذاشتن او به وسیلهٔ دولت انگلیس فراهم کرد. اما در زمان دولت محمد مصدق بود که این بنگاه مرزهای شرف خبرنگاری را یکی پس از دیگری درهم می درید و شخص مصدق و به خصوص وزیر خارجه اش حسین فاطمی را زیر شدیدترین اتهامات واهی قرار می داد. بی بی سی در آن دوران به شدت فعال بود و در حقیقت زمینه کودتا بر علیه دولت مردمی مصدق را فراهم می کرد. خدمت بی شائبهٔ بنگاه بی بی سی بعد از سقوط دولت مصدق به محمد رضاشاه و خیانت به او در دوران انقلاب ضدسلطنتی فقط با عشق تاریخی این بنگاه و دولت متبوعش به آخوندها قابل توضیح است. سخن پراکنی بنگاه بی بی سی در دوران انقلاب ضدسلطنتی، که به عنوان سخنگوی سخت کوش خمینی عمل می کرد، در گوش بسیاری هنوز هم زنگ می زند.

اما اخوت بین آخوندها و بنگاه از زمان به قدرت رسیدن این جماعت در ایران به اوج خود رسید. بنگاه دلسوز لندن، مثل یک لَلِـهٔ بی بدیل، در زمان عود بیماری رژیم نامتعارف آخوندی شتابان به کمکش می آید. در روز ۱۲ آبانماه بی بی سی گزارشی نیم ساعته از اشرف۳ تهیه کرده و در سایت جهانی خود قراد داده بود. بی بی سی هچنین متنی از این گزارش را به فارسی در سایت خود قرار داد؛ در گزارش نوشتاری، متن صوتی از ۴۰۰۰ کلمه به کمتر نصف تقلیل پیدا کرده است. کوتاه کردن متن امری است مرسوم، اما حرامزادگی بنگاه سخن پراکنی آنجا بیرون می زند که مطالب حذف شده به تمامی مربوط به اعتماد و نظر مثبت مردم منطقه ای که اشرف۳ در آلبانی در آن است، می شود. اگر همخونی بنگاه سخن پراکنی بی بی سی با آخوندهای حاکم بر ایران امری ثابت شده تلقی کنیم، پدرکشتگی بنگاه با جنبش مقاومت که برای آزادی و دمکراسی در ایران مبارزه می کند بسیار مسجل می نماید. برای کسی پوشیده نیست که انگلیس، مخصوصاً زمانی که کبیر بود، چقدر به آزادی و دمکراسی در کشورهای تحت سلطه و نفوذش حساس بوده و هست! حتی زمانی که حزب کارگر این کشور رنگ و بوئی از چپ و ترقی داشت شعار «سوسیالیست در داخل، امپریالیست در خارج» در مسند سیاست خارجی آن حزب قرار داشت. برای اطلاع بنگاه سخن پراکنی بی بی سی به چند موضوع اشاره می کنیم:

در یک سیستم دمکراتیک فعالیت همه افراد و گروه ها مجاز است به جز افرادی به دمکراسی اعتقادی ندارند و آن را در عمل نشان داده اند. برای مثال فعالیت حزب یا گروهی تحت نام فاشیسم در ایتالیا طبق قانون ممنوع می باشد. با هر خوانشی رژیم جمهوری اسلامی حاکم بر ایران را نمی توان دمکراتیک تلقی کرد، بلکه به خاطر وجود اصل ولایت مطلقهٔ فقیه این دیکتاتوری یک رژیم تمامیت خواه می باشد. اما استودیوها و برنامه های بی بی سی پر از افراد و طرفداران و خاطرخواهان رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران می باشد. از طرفداران سفت و سخت جمهوری اسلامی در بی بی سی تا طرفداران باری به هر جهت آن چه چیزی در جهت مبارزه برای دمکراسی در ایران به دست می آید؟ به خاطر نمی آورم در جائی خوانده باشم که «رادیو لندن» همین رفتار را با رایش شوم و هیتلر و طرفداران رایش وهیتلر داشته بود.

افرادی که زمانی با گروهی بر علیه دیکتاتوری مبارزه می کردند، اما به هر دلیلی دیگر در آن گروه نیستند چگونه افرادی هستند؟ بی بی سی به دنبال افراد بریده از مبارزه با سازمان مجاهدین خلق می رود، اعتبار مبارزاتی اشان، مبارزه ای که دیگر خودشان قبولش ندارند، را به رسمیت می شناسد؛ بی بی سی از آنها می خواهد که بر علیه دوستان و همرزمان سابق خود، که کماکان و مثل سابق برعلیه دیکتاتوری حاکم بر کشورشان مبارزه می کنند، حرف بزنند. اگر این موضوع ساده که مشکل اصلی مردم ایران رژیم دیکتاتوری حاکم هست را از یاد نبریم، آیا کلمات این افراد بریده که تماماً بر علیه مجاهدین و مبارزهٔ آنهاست برای بنگاه خیلی بیطرف و بسیار حرفه ای بی بی سی عجیب نیست؟

از تعارفات که بگذریم سمت سوی اخبار و برنامه های بنگاه سخن پراکنی بی بی سی در جهت قوت بخشیدن به وضع موجود، یعنی استمرار رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران است. این موضوع را حتی در این روزهای قیام مردم ایران برای گرقتن حقشان و کشتار وحشیانهٔ رژیم آدمخوار آخوندی می توان مشاهده کرد. این امر را از سکوت در قبال اخبار مقاومت و از برنامه هائی که در ضدیت با جنبش مقاومت بر علیه این رژیم، یعنی شورای ملی مقاومت ایران و سازمان محوری آن سازمان مجاهدین خلق، پراکنده می کند می توان استخراج کرد. بعید است که بی بی سی، چشمش را به روی واقعیتهای جامعهٔ ایران باز کند و به پخش اخبار ایران و نه فقط اخبار رژیم حاکم و توجیه آن، بپردازد. بدشانسی بی بی سی در این است که دوره ای که کشور متبوع او، بریتانیای کبیر سابق، نقش اول استعماری اش را از دست داده و مخصوصاً مردم ایران در میدان و مقاومت سازمانیافتهٔ آن امروز با تشکیلات قوی ومنسجم و با رهبری ذیصلاح راه هرگونه سوءاستفاهٔ سیاسی و خیانت را بسته است. گاز گرفتن با دهان بی دندان بر تن سترک مردم مبارز ایران دیگر اثر ندارد.