اتحاد عمل عینی استبداد و استعمار و ارتجاع مذهبی، قدمتی طولانی داشته و از قبل از مشروطیت آغاز شده است.

دولت فخیمه در جریان انقلاب مشروطیت در کنار محمد علیشاه و دربار فاسدش و مرتجعین مشروعه خواهی چون شیخ فضل الله نوری به قلع و قمع آزادیخواهان مشروطه خواه یاری رساند.
و نیز در کودتای هزار و دویست و نود و نه با کمک مهرۀ کار کشتۀ خود سید ضیاء طباطبائی، رضا خان قزاق را بر روی کار آورد تا به مطامع استعماری خود جامه عمل بپوشاند. از اینرو به نابودی بقایای مشروطیت همت گماشت و به سرکوب جنبش جنگل، جنبش خیابانی و محمد تقی خان پسیان و نیز کشتار آزادیخواهان مبادرت نمود. با به زنجیر کشیدن و زندانی کردن آزادیخواهان یا با آمپول هوا و یا با سوزاندن در آتش آنها را از میان برداشت. برخی را نیز به تبعید فرستاده و در آنجا کشت. آزادیخواهانی چون فرخی یزدی، نسیم شمال، دکتر ارانی، میرزادۀ عشقی، مدرس، ملک الشعرای بهار و دهها تن دیگر از این جمله اند.
در جریان کودتای بیست و هشت مرداد، ابتدا با تبلیغات زهرآگین بی بی سی علیه پیشوای ملی ایران دکتر محمد مصدق، زمینه های سیاسی آنرا از قبل فراهم نمود و سرانجام در همدستی با دربار و رقیب تازه نفس (آمریکا) و ارتجاع مذهبی به سردمداری آخود کاشانی (پیشکسوت خمینی) و لات و لمپن های اجیر شده چون شعبان بی مخ به کودتای ننگین خود علیه نخست وزیر محبوب مردم ایران اقدام نمود و مدت بیست و پنج سال دیگر، هر گونه صدای آزادیخواهی را در گلو خفه کرد.
در جریان خیزشهای انقلابی سال پنجاه و شش و پنجاه و هفت، با تشخیص جهت باد به حمایت تمام عیار از خمینی و آخوندها پرداخت و به بلندگوی آنها تبدیل شد. در جریان کنفرانس گوادلوپ در نیمه دوم سال پنجاه و هفت که برای تصمیم گیری نهایی در باره حکومت شاه برگزار شده بود، دولت فخیمه بر رفتن شاه و آوردن خمینی اصرار ورزید و بدین ترتیب راه را برای روی کار آمدنِ فرزند نامشروع خود هموار کرد.
از این زمان دولت فخیمه در نقش پدرخوانده به حمایت از سیاست ها و خطوط رژیم ضد بشری همت گماشت و در هر فرصتی به ضدیت هیستریک با تنها هماورد رژیم آخوندی یعنی مجاهدین مبادرت نمود.
در جریان جنگ ضد میهنی از سیاست جنگ افروزی آخوندها حمایت نموده، مجاهدین را «زائدۀ جنگ» و همدست صدام معرفی نمود. در تمامی سرفصلها از یکطرف از سیاستهای رژیم جانبداری و از طرفی به شیطان سازی و لجن پراکنی بیمارگونه علیه مجاهدین اقدام نمود.
پخش اخبار جعلی و دروغین علیه مجاهدین، مطرح نکردن اخبار حاکی از اعتلای مجاهدین، ترتیب شوهای تلویزیونی و به صحنه آوردن بریده مزدوران پیشانی سیاه و یا لابی های شناخته شده رژیم و لجن پراکنی علیه مجاهدین بخش ناچیزی از اقدامات این رسانه می باشد.
شایان یادآوری است که این رسانه برای «ایز گم کردن» بعضا اعلام می کرد که نظر میهمانان برنامه الزاما نظر بی بی سی نیست و به این ترتیب «متمدنانه» از پذیرش مسئولیت مزخرفات مطرح شده در آن سر باز می زد، و یا با «خر مرد رندی» اعلام می کرد که مجاهدین اگر با این صحبتها موافق نیستند، می توانند نماینده خود را فرستاده و توضیح دهند. ترفندی لو رفته و شناخته شده، چه بی بی سی به خوبی می داند که مجاهدین هیچگاه بر سر میزی که آن رسانه چیده و مزدوران اطلاعات و یا لابی های رژیم را در آن جمع می کند و یا آنها روی خط می آورد، حاضر نخواهند شد و به آنها مشروعیت نخواهند داد.
اینجاست که به یاد عنوانی که شاعر نامدار میهن زنده یاد احمد شاملو به این رسانه داده و آنرا «حرامزاده ترین سانسورچی» ملقب کرده بود می افتیم. البته فراموش نکردیم که مردم میهن ما نیز به خاطر همدستی های مستمر بی بی سی با آخوندهای ضد بشر، آنرا به لقب «آیت الله بی بی سی» مفتخر!! نمودند.
امداد رسانی های بی بی سی به آخوندهای ضد بشر به همین جا ختم نمی شود. ذیلا به بخشی از آنها اشاره می کنم:
-طرح گزارشهای دروغ و عاری از حقیقت علیه مجاهدین و شرکت فعال در سیاست شیطان سازی رژیم و وزارت بدنامش علیه سازمان و طرح مسائلی چون زندانهای موهوم و شکنجه، فقدان دموکراسی، طلاقهای اجباری و ... در مجاهدین.
-آوردن عناصر مرتبط با وزارت اطلاعات و بریده مزدوران و تریبون دادن به آنها تا لجن پراکنی های وزارت بدنام را علیه مجاهدین بازنشر دهند.
-سکوت در مورد راهپیمایی های چند هزار نفره و یا مراسم سالانه مقاومت و در صورت اجبار به مطرح کردن آنها، مینیمیزه کردن آن و با طرح کلماتی چون راهپیمایی چند صد نفره، آنها را ناچیز جلوه دادن.
-وانمود کردن و تبلیغ ثبات رژیم و از طرفی وانمود کردن اینکه مجاهدین در ایران پایگاهی نداشته و مردم جان به لب رسیده از دست آخوندها، «دلخوشی از مجاهدین هم ندارند».
-تبلیغ برای جناح به اصطلاح میانه رو و اصلاح طلب رژیم و نیز تبلیغ به شرکت فعال مردم در نمایشهای انتخاباتی رژیم؛ اما حالا که با شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمامه ماجرا»، مردم مشت محکمی به دهان جناح مغلوب و یاوه گویان بین المللی و دم و دنبالچه های آن (ازجمله بی بی سی) زده اند، به ترفند فقدان آلترناتیو برای رژیم ضد بشری روی آورده و آنرا تبلیغ می کند. مشخص است که وقتی از فقدان آلترناتیو صحبت می کند، به صورت خود به خودی مردم را بین گذشته (رژیم سلطنتی) و حال یعنی رژیم آخوندی، مخیر نموده و راه را برای آینده به نفع آخوندهای ضد بشر می بندد. در این صورت مردم باید به این حکومت رضایت داده و به مبارزه با آن بر نخیزند. از طرفی بی بی سی و همپالکی ها با تبلیغ برای باصطلاح آلترناتیوها دست ساز و رنگارنگی که در شرایط اوجگیری خیزشها چون قارچ در فضای سیاسی خارج روئیده و آماده میوه چینی و موج سواری می شوند، عجالتا به نفع رژیم و علیه آلترناتیو شورای ملی مقاومت تبلیغ می کند.
-مزخرفاتی چون وابسته بودن مجاهدین به عراق و آمریکا و عربستان سعودی و... دیگر بسیار کهنه شده و خریداری ندارد، اما بی بی سی همچنان به «بازنشخوار» آنها از زبان میهمانانش می پردازد.
-تبلیغ علیه مبارزه قهرآمیز و توصیه مستمر به «خشونت» پرهیزی و اقدام نمودن به مبارزات مدنی. گویا مبارزه مدنی در ایران امکان پذیر است و با سرکوب مواجه نمی شود. فراموش نکردیم که چهارده نفری که تنها خواستار کناره گیری خامنه ای از قدرت شده بودند، حالا تماما در زندانهای رژیم به بند کشیده شده اند. این است امکان مبارزه مدنی و مسالمت آمیزی که بی بی سی و همپالکی ها به نفع آخوندها به آن توصیه می کنند.
وانگهی مگر مجاهدین قبلا مبارزات مسالمت آمیز را امتحان نکرده و به یکباره به مبارزه قهرآمیز به عنوان شکل محوری مبارزه روی آورده اند؟! هر چند الان نیز هر گونه حرکت مسالمت آمیزی اگر امکان پذیر باشد، مورد استقبال مجاهدین قرار می گیرد. چون در مسیر رهایی، از پیکر خونفشان میهن، خون کمتری ریخته می شود؛ اما هیهات که آخوندها هیچگاه با شیوه های تنها مسالمت آمیز به کنار نرفته و زبانی جز قهر انقلابی نمی فهمند.
می بیننید که بی بی سی و دولت متبوعش در صد ساله اخیر همواره در کنار حکام سفاک و علیه مردم ایران موضع داشته و با کثیف ترین و رذیلانه ترین شیوه ها، از حکومتهای سرکوبگر حمایت کرده اند.
اما در شرایط فعلی و با اوجگیری اعتراضات و خیزشهای مردمی که در بیش از صد و شصت و پنج شهر بزرگ و کوچک به وقوع پیوست، آیت الله بی بی سی و مجریان معلوم الحالش، خط در میان از خود به خودی بودن این خیزشها، عدم سازماندهی این حرکات و فقدان رهبری در این خیزشها دم می زنند و از زبان میهمانانش مردم را به عدم «خشونت» توصیه می کنند.
اما این کاسه گرمتر از آش و دایه مهربانتر از مادر نسبت به رژیم ضد بشری، عمدا خود را به نفهمی و «کوچه علی چپ» زده و نمی بیند که سران و کارگزاران و رسانه های رژیم، مستمرا از دست مجاهدین و نقش آنها در این خیزشها آه و ناله سر می دهند؟ آیا نشنیده است که اطلاعات سپاه، اعلام کرده است که در خیزشهای اخیر، شورشگران در تیم های پنج تا هفت نفره وارد شده و اینکه آنها سه لایه داشتند. یک لایه مواد آتشزا و کوکتل مولوتف داشتند تا مراکز رژیم را به آتش بکشند. لایه دوم که عمدتا زنان بودند، مردم را تشویق به پیوستن می کردند و یک لایه موتور سوار مسلح بودند که به فراری دادن کسانی که نقش تخریب را داشتند، کمک می کردند.
همچنین اضافه کرده که این شورشگران، آنقدر سازماندهی شده بودند که حتی شیفتی کار می کردند و از لباسهای متحدالشکل و علائم مشخصی استفاده می کردند تا برای خودشان قابل شناسایی باشند.

در رسانه های رژیم همچنین آمده است که شورشگران هم آموزش دیده و مجهز بودند، هم منظم عمل می کردند، و نیز مردم را همراه خود می کردند. در ردیف اول مردان تنومند جای زنان جوان را گرفتند و زنان در دو سوی اتوبان مردم را به پیوستن تشویق می کردند. سرعت گروه های تخریب بسیار بالا بود و خیلی ماهرانه و به سرعت صحنه را ترک می کردند. همه چیز حکایت از سازمان یافتگی آنها بود و اینکه آنها طی دو سال (از خیزشهای دی ماه نود و شش) آموزش دیده و برای این روز آماده شده بودند.
با وجود این اعترافات صریح از سران و ارگانهای امنیتی رژیم، باز هم بی بی سی و همپالکی های آن در سایر تلویزیونهای لندنی، از خود به خودی بودن این خیزشها و عدم سازماندهی و فقدان رهبری در این خیزشها دم می زنند.
مسخره تر اینکه مردم را از شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای، پرهیز داده و اینکه بهتر است به جای این شعارها گفته شود، خامنه ای حیا کن، حکومت را رها کن، و یا خامنه ای برو گم شو؛ و نیز توصیه به عدم خشونت می کنند. گویا مردم باید همواره خشونتهای فاشیسم مذهبی را به جان خریده و دست از پا خطا نکنند؛ و یا گویا می شود تنها با شیوه ها و مبارزات باصطلاح مدنی، رژیم سفاک آخوندی را که هیچ مخالفتی را بر نمی تابد، کنار زد.
شایان تاکید است که خدمات بی بی سی به آخوندهای ضد بشر به همین جا ختم نمی شود، در عرصۀ دیگر همۀ دزدان سیاسی و موج سواران حرفه ای که بدون پرداخت هرگونه هزینه و بها می خواهند بر موج خون شهدا سوار شده و به قدرت برسند را روی خط می آورد. همانها که مدعی «مدیریت گذار» هستند اما تنها در فکر قبضه نمودن حکومت آینده می باشند. مشخص است که این سارقین سیاسی تنها آب به آسیاب رژیم ریخته و تنها هنرشان میوه چینی و مفت خوری سیاسی است. این عده با وانمود کردن اینکه آلترناتیو دیگری وجود ندارد، گرد یاس و نومیدی را بر روی اقشار وسیعی از مردم می پاشند که این البته بالاترین خدمت به رژیم آخوندی است.
اما این قیام و خیزشهای قهرمانانه که به اعتراف سران و کارگزاران رژیم، مجاهدین آنرا سازماندهی و رهبری کرده، هم دکان دین فروشی آخوندهای سفاک را می بندد و هم بساط مفت خوری سیاسی و موج سواری و میوه چینی را در هم می ریزد.
با استمرار و تداوم خود، این خیزشها به حکومت ضد بشری نقطه پایان گذاشته و آنرا به زباله دان تاریخ رهسپار خواهند کرد. از طرفی بساط موج سواری و میوه چینی را برای همیشه بر هم خواهند زد.
رود خون شهدای قیام، در استمرار خونهای بر زمین ریخته شده توسط آخوندها در چهل سال اخیر، در پرتو رهبری پاکباز مجاهدین و با اتکاء به تنها سرمایه مردم ایران در مسیر سرنگونی، یعنی سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت، ضامن پیروزی محتوم خلق ما در رسیدن به آزادی و رهایی است.