لیست گذاری تروریستی سپاه پاسداران رژیم آخوندی از سوی وزارت خارجه آمریکا را می توان یکی از رخدادهای نادر سیاسی در روابط بین المللی دانست.

این نخستین بار است که نیروی نظامی رسمی یک کشور توسط یک دولت دیگر در لیست سیاه تروریستی قرارمی گیرد. شرایط وقوع این نامگذاری اگرچه به تغییر دولت در هیئت حاکمه آمریکا نسبت داده می شود، اما بدون ذره ای اغراق، مبنا و عامل تعیین کننده آن را باید در کارزار بی همتا و مقاومت ستودنی مجاهدین خلق و مقاومت ایران در عرصه های بین المللی جست. مضافا براینکه نقطه عزیمت این لیست گذاری قبل از هرچیز، نه ناشی از تنش های سیاسی موجود بین دو دولت، که به عملیات های متعدد تروریستی برعلیه تأسیسات نظامی و غیرنظامی وابسته به دولت آمریکا برمیگردد که نقش مستقیم و غیر مستقیم سپاه پاسداران رژیم آخوندی در آنها غیرقابل انکار بوده است.
تجربه ۴۰ سال حاکمیت استبداد دینی اکنون برای خوشبین ترین فرد اهل سیاست نیز جای هیچ گونه شبهه ای باقی نگذاشته که رسیدن به آزادی و دمکراسی در ایران بدون سرنگونی رژیم حاکم که لازمه آن درهم شکستن ماشین سرکوب آن یعنی سپاه پاسداران با همه باندهای تبهکارش است، سرآبی بیش نیست.
اکنون این لیست گذاری توسط دولت آمریکا، اصلی ترین رکن حفظ بقای رژیم فاشیزم دینی حاکم بر میهن ما یعنی سپاه ضد خلقی را نشانه گرفته، امری که تنها و تنها باعث خشم خامنه ای و باندهای تبهکار حاکم می گردد و می باید بطور منطقی مورد استقبال همه نیروهای برانداز و طرفدار آزادی و دمکراسی در ایران قرار گرفته و واکنش و رویکرد مثبت آنها را بدنبال داشته باشد.
در غیر اینصورت هرگونه موضع غیر شفاف و یا یکی به نعل و یکی به میخ کوفتن با ادا و اطوارهای میان تهی «ضد امپریالیستی و ضد ترامپیستی»، ولو با نثار چند فحش به سران رژیم، بازی در زمین خامنه ای و با پازل آرزوهای وی و باندهای آدمکش اطلاعاتی و لباس شخصی های وحشی او محسوب می گردد!
مردم ایران از سپاه پاسداران بدلیل جنایات بیشمارش بیزار و متنفرند و در یک کلام می خواهند که سر به تن هیچ پاسدار و بسیجی نباشد، بنابراین هر واکنش و موضعی که بطور صریح و روشن در راستا و همسو با آمال و آرزوهای کل جامعه مبنی بر انهدام این ماشین سرکوب مردم زجرکشیده ایران نباشد، تنها وزنه تعادل را -هرچند هم اندک - به نفع خامنه ای و کلیت رژیم اش می چرخاند.
کمرنگ کردن جرم و جنایت سپاه پاسداران ضدخلقی با عمده کردن انتقاد نسبت به سیاست های کلی ترامپ در این رابطه، نوعی همنوایی خزنده با خامنه ای است که «سپاه را یک نعمت الهی می داند» و این روزها حتی یک پرخاشگری مفت و مجانی به آمریکا، خصوصا از موضع «صلح دوستی» و «چپ ضدامپریالیستی» با ماحصل محکومیت لیست گذاری سپاه، ولو بصورت غیر مستقیم را در هوا می زند!.
تمام حرف در همین فورمول ساده که درکش هم به هیچ هوش و ذکاوت خاصی نیاز ندارد، خلاصه می گردد!.

از این نگاه و در بستر روشدن ماهیت نیروهای بی مقدار اما پرگو، این لیست گذاری علاوه بر تبعات مهلک مادی و مستقیم اش برای سپاه پاسداران ضد خلقی و به تبع آن، کل رژیم آخوندی، منظره سیاسی جبهه مخالفان رژیم آخوندی را به نفع مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان عوامل تعیین کننده این ضربه استراتژیک تغییر خواهد داد.
اتفاقا مردم سیل زده و غارت شده توسط همین سپاه ضدخلقی این روزها بیش از هر زمانی بهای جنایات این ارگان سرکوبگر را با جان و مال خود می پردازند و از هر آنچه که کمترین ارتباط و رنگ و بویی با این ارگان سرکوبگر داشته باشد، بیش از هر زمان بیزارند.
در این میان مانده ام که آن قزاق زاده پررویی که به داشتن «ارتباط با سپاه پاسداران و بسیج از طریق ایمیل و فکس و تلفن» می نازید و پیشاپیش به این آدمکشان حرفه ای و قاتلان هزاران جوان مبارز و مجاهد مدال “اولین نیروی تضمین‌کننده امنیت و ثبات آینده ایران» را اعطاء کرده بود، چه خاکی بر سرش خواهد ریخت و چگونه از این روسیاهی در خواهد آمد؟.