«ظریف» سرافکنده استعفا داد وشرمگینانه ابقاء شد «ویترین جلا داده شده ی» دیکتاتوری قرون وسطایی هنوز که هنوزه از یک سو درخلسه دوران خوش اوباما در بُعد بین المللی و از سوی دیگر در روزگار قبل از دیماه ۹۶ در زمینه داخلی گیج میخورد.

عکس العملهای داخلی و بین المللی چه قبل و چه بعد از این ادا اطوار بخوبی گویای این حقیقت است که خیمه شب بازی «اصلاح طلب واصولولگرا» که رژیم آخوندی از زمان مرگ خمینی و دوران «سردارسازندگی» در پرتو و سایه پرمهر و برکت مماشات نان آبی کلان برایش در بند و بستهای جهانی، و مخیر نمودن مردم ایران در انتخاب بد و بدتر در داخل فراهم مینمود به پایان رسیده.
این مانور چه طراحانه و با هدف فعال کردن موتور اسقاط شده مدره نمایی و استفاده از ترفند «سخت سران و نرم تنان» و چه برای گرانفروشی متاعی تاریخ گذشته و چه با هر انگیزه دیگر حتی بر فرض محال قائم به نفس ظریف هم اگر بود، آیینه تمام و کمال بحران و بن بست رژیم را منعکس میکند، همان «بن بستی» که خامنه ای «بحمدالله گویان»، کتمان آنرا ناله میکرد.
نگاه کوتاهی به مواضع اقطاب داخلی و بین المللی حقیقت فوق را هرچه بیشتر عیان میکند.

قبل از همه مردم ایران که موضوع اصلی آن هستند عبور از تمامیت این رژیم را دراعتراضات خود از ۶ دیماه ۹۶ روزمره نشان داده اند ومیدهند.
«مجاهدین» آنرا «تعمیق و فوران بحران» در درون رژیم نامیدند.
وزیر خاجه آمریکا، «پمپئو» در نخستین واکنش به این بازی با کلماتی بسیارتیز و گویا «ظریف» و «روحانی» را «مردان ویترین جلا داده شده یک مافیای فاسد مذهبی» نامید و بود ونبود «ظریف» را علی السویه وبی تاثیر در سیاست آمریکا اعلام کرد.
نشریه امریکایی «فارین پالسی» با تیتر «بحران در حال غلیان در تهران» نوشت:«تعریف وتمجید از ظریف واقعیت ساختار قدرت در تهران را تغییر نمیدهد».
خامنه ای که با درآغوش گرفتن بشار اسد، «ظریف» را «قاق» هم حساب نکرده بود همچنان به زیرآبی رفتن ادامه داد.
روحانی که روز دوم بعد ازاستعفا او را برگرداند، علیرغم اینکه روز سه شنبه یعنی اولین روز بعد از استعفا در مقابل دوربینها هم قرار گرفت اصلا وقعی به موضوع نگذاشت وبه آن نپرداخت، حتی روز بعد که او را ابقاء نمود در جلسه امضاء توافقنامه هایی که با نخست وزیر ارمنستان داشتند به «عمد یا به سهو» در مقابل دوربینهای خبرنگاران یک توسری سیاسی ـ رسانه ای هم به او زد، در این مراسم که از اخبار تلویزیون رژیم هم پخش شد، ابتدا طرف ایرانی قرار داد را یک شخص دیگر معرفی نمودند وبعد با ایما واشاره آنرا اصلاح کردند وسپس ظریف را معرفی کردند، اگر سری به رسانهانه های رژیم بزنید آثار طوفان «تعمیق بحران» حاصل از این رفت و برگشت را در برگ برگ آنها خواهید دید.
روزنامه ها و نمایندگان مجلس آخوندها، وزیرخارجه «دولت تدبیر وامید» را «فاقد حداقلهای تدبیر و توجه به منافع ملی» اعلام کردند و تبعات استعفای «ظریف» را «فراتر ازحوزه وزارت خارجه....بلکه به چالش کشیدن تمامیت نظام» قلمداد نمودند،.
تلویزیون رژیم پا را یک قدم فراتر نهاد و با عصبانیت و استرس تلویحا و گاهگاهی صریحا تا محاکمه و مجازات «روحانی» و «ظریف» و «جواب پس دادن به ملت» پیش رفت واعلام کرد دولت و «ظریف» انبوهی خسارات جبران ناپذیر در این مقطع زمانی که میبایست ملاقات خامنه ای ـ اسد به عنوان بزرگترین پیروزی جشن گرفته میشد ببار آورده اند، وبا این رفت وبرگشت همه چیز به حاشیه رفت...........

خلاصه اینکه «از قضا سرکنگبین صفرا فزود» ودر یک کلام این برچیدن و چیدن «ویترین» تنها و تنها جسد در حال احتضاری را نشان داد که در مسیر فنا و نابودی بند بند بافتهایش درحال پوکیدنند و هرنوشدارویی برای درمانش به سرعت به زهر هلاهل تبدیل میشود.
این جرثومه ناهنگام که درجنگ با تاریخ و مردم خویش وبشریت است مولد هیچ آینده ای نیست الا نیستی ونابودی.
 مقاومت ظفرنمون ملت ایران درکسوت آلترناتیو مجاهدین و شورای ملی مقاومت، تمام راههای تنفسی این رژیم را یکی پس از دیگری مسدود کرده، چهل سال است به جهان هشدار داده و امروز پایه ها و سقف حفاظت بین المللی مماشات با آخوندهای مرتجع را درهم کوبیده و درهمین موازات مردم ایران نیز در میدانها و زندانها و کوچه وخیابانهای میهن با «کانونهای شورشی» واعتراضات خویش تمامیت این رژیم را به قعر تاریخ و جهنم روانه خواهند کرد.