برخورد با استعفای ظریف
تجربه سالها نشان داده است که کلیت نظام جمهوری اسلامی برای باقی مانده خود بر قدرت دست به هر کاری، به مفهموم واقعی هرکاری می زند، بنابراین استعفای ظریف هم می تواند یکی از ترهات آنان باشد. به این معنی که با رایزنی سران نظام صورت گرفته است.

ظریف دو روز قبل از استعفایش در کنفرانس مونیخ در یک مصاحبه مطبوعاتی افسار گسیخته، برای بقاء نظام تمامی دنیا را زیر سئوال برد و با پروفسور حقوق بشر خواندن خودش، تمامی اعدام ها و سرکوب ها و شکنجه های داخلی و هم چنین دخالت ولی فقیه در کشورهای سوریه و عراق و یمن و لبنان را مورد تأئید قرار داد. استعفای او زمانی اعلام می شود که عکسهای ملاقات و در آغوش گرفتن خامنه ای سرچشمه فساد و تباهی و قاتل مردم سوریه بشار اسد و در کنار آنان قاسم سلیمانی پخش می شود. این شایعه قوت می گیرد که ظریف از سفر قاسم سلیمانی بی اطلاع بوده و به همین علت از این که او را به هیچ نگاشته اند ناراحت شده، قهر کرده و دلش شکسته و بالاخره استعفاء داده است. این شایعه در پی آن است که هنوز از نمد جنگ اصلاح طلب، اصولگرا کلاهی برای ولی فقیه ببافد. گوئی مردم عکسهای او را هنگام گل گذاشتن بر قبر عماد مغنیه تروریست مشهور و عکسهای سلفی گرفتن با مادر او را فراموش کرده اند. همچنین رابطه بسیار دوستانه و سفرهای ظریف به لبنان مرکز حزب الله و در کنار حسن نصرالله هنوز از خاطره ها محو نشده شده است. همچنین شعارهائی که خیابانهای شهرهای ایران را به لرزه در آورد که گفتند و می گویند:‌«اصلاح طلب، اصولگرا ـــ دیگه تمومه ماجرا»
 اما شاید بهترین دلیل این مانور متن استعفا باشد. جواد ظریف وزیر خارجه رژیم جمهوری اسلامی در آخرین ساعات روز ۲۵ ماه فوریه در رسانه اجتماعی و یا مجازی اینستاگرام تا به امروز آخرین کناره گیری و یا استعفای خود را از پست وزارت خارجه اعلام کرد. گفته می شود که او تا به حال دوازده مرتبه استعفاء‌ داده است وبه «سلطان قهر و ناز» شناخته می شود. ظریف متن استعفای خود را با دجالیتی بی نظیر رو به مردم ایران می نویسد و پس از بدون اسم بردن از کسی «مسئولین محترم» را مورد خطاب قرار می دهد. وای چه مردمی و چه شهامتی، چه مملکت آزادی!! سرکوب و دستگیری کارگران ، معلمان، پرستاران، دراویش، بهائیان وووو را فراموش کنید. فراموش کنید که آرش صادقی، سعید شیرزاد و مجید اسدی به علت عدم رسیدگی به شرایط جسمانی شان و نداشتن حداقل های امکانات بهداشتی در زندان در معرض مرگ قرار گرفته اند.
این خبر به سرعت از در رسانه ها پخش شد و انعکاسات بسیاری داشت. اما این داستان نتوانست دل آنان را که باید به دست بیاورد، بفریبد و مصداق عاقبت سرانگبین صفرا نمود شد. از اولین بازتاب ها شاید بتوان به نظر مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا اشاره کرد که در خور توجه است. او در پیامی توئیتری نوشت: «ظریف و روحانی فقط ویترین جلوئی یک مافیای فاسد مذهبی هستند... تمامی تصمیمات نهایی را خامنه‌ای اتخاذ میکند و سیاست ما تغییری نکرده است.»
سکوت سران کشورهای اروپائی مزید بر علت شد و علی ماند و حوضش که باید بین خود کشی و مرگ یکی را انتخاب کند. زمانی که دیدند حنایشان رنگی ندارد به ظریف گفتند برگرد واو هم چنین کرد و خوشحال و خندان در مراسم استقبال از نخست وزیر بلغارستان شرکت کرد.
نکته مهمی را که باید اضافه کرد و همچنان که دیدیم داد و فریاد ظریف هم از دست آنان بلند بود وجود و سرافرازی مقاومت مردم ایران است. او در مونیخ گفت که آمریکائیان اطلاعات خود را از دوستان بد می گیرند و جولیانی برای آنها سخنرانی می کند، بولتون برای آنها سخنرانی می کند وقص علیهذا.
درست همین است مقاومت ایران است که هزاران بار چون ققنوس از آتش سربلند می کند و هر بار سربلند تر از قبل به مبارزه خود برای بدست آوردن آزادی و استقلال مردم ایران ادامه می دهد. روزهای ولی فقیه با ظریف و بدون ظریف شمردنی است.