در پی استرداد اسدالله اسدی، دبیر سوم سفارت رژیم در وین از سوی دستگاه قضائیه آلمان به بلژیک، بدلیل فرماندهی، سازماندهی و طراحی توطئه تروریستی علیه گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در ۳۰ ژوئن گذشته (۹تیرماه) در پاریس ، به یقین اکنون جهان به انتظار محاکمه نه یک فرد، بلکه کلیت دیکتاتوری خامنه ای با تمامی باند های قلابی آن نشسته است. 

استرداد اسدی که به حکم دادگاه عالی شهر بامبرگ در استان باواریای آلمان صورت گرفته است، به یقین خط بطلانی بر تمامی تلاش های رژیم برای در‌بردن خود و دستگاه مخوف تروریستی خامنه ای از قانون و یک حسابرسی در سطح بین‌الملل می‌باشد.

همچنین این استرداد در وهله نخست شایان تبریک به تمامی قضات و حقوقدانان شرافتمندی است که هرگز طی ماه‌های گذشته تن به فشارهای یک دیکتاتور خونریز، با سابقه ای طولانی در امر تروریسم نداده‌اند و سپس جای تهنیت به مقاومت ایران، مجاهدین و اعضاء خانواده بزرگ این مقاومت، انسان های دردمند و وجدان های بیدار بشری دارد که با سعه ی صبر و تلاش های پیگیرانه خود، همواره بر وجود « شفافیت» در این پروسه قضایی تاکید داشتنه اند.

به یقین برگزاری هزاران ساعت نشست های مطبوعاتی، رایزنی های دیپلوماتیک، سیاسی و قضایی، کنفرانس های افشاگرانه مقاومت ایران وهمچنین صدها اکسیون اعتراضی از سوی ایرانیان آزاده در چهار گوشه جهان، تنها گوشه ای کوچک از این تلاش را به نمایش می گذارد.

همچنین طی چند ماه گذشته و پس از دستگیری اسدی، همواره مقاومت ایران و بویژه شخص خانم رجوی بر شفافیت قضائی در این مورد تاکید ویژه کرده بودند، چراکه رژیم تلاش زیادی بخرج داده بود تا با مجموعه اهرم های تجاری، اقتصادی و مناسبات خود در پوش برجام شکست خورده، این دیپلومات تروریست را به اتریش و سپس از آنجا راهی تهران کند.

 در گذشته های نه چندان دور نیز موارد این چنینی را در پاره ای از پایتخت های اروپایی بویژه در پاریس و یا وین تجربه کرده بودیم. برای نمونه پاسدار صحرارودی، تروریست زخمی شده در سوء قصد علیه اکراد ایرانی که اکنون مسئول دفتر پاسدار لاریجانی، رئیس مجلس حکومتی است، و یا دو تروریست رژیم آخوندی بنام های « احمد طاهری و محسن شریفی اصفهانی» در ترور دکتر کاظم رجوی، که پس از دستگیری و در سایه سیاست مخرب مماشات با پرواز ایران ایر به تهران فرستاده شدند، هنوز در حافظه تاریخی ایرانیان باقی است.

 

به موازات این واقعیات که متاسفانه بهای آن را مردم، مقاومت ایران و همچنین انسان های بیگناه در کشورهای مختلف پرداخته اند، باید اضافه نمود که متاسفانه بدلیل مجموعه مناسبات تجاری، اقتصادی و یا موضوعی بنام « اهمیت ژئو پلیتیک ایران»، بسیاری از کشورها، چشمان خود را عامدانه  و برای سالیان متمادی بر صدور ترویسم رژیم آخوندی بسته و به تبع آن دستان آلوده تیم های ترور ولایت را باز گذاشته بودند.

عمق این فاجعه را باید در آمارو ارقام ترورهای کور رژیم بویژه در دهه ۹۰ و پایان قرن بیستم میلادی جستجو نمود. وقوع حداقل ۴۶۰ رشته ترور علیه مخالفان، فعالان سیاسی و اعضاء مقاومت و مجاهدین به همراه انبوهی عملیات های انفجاری علیه اتباع خارجی، شلیک موشک و بمب گذاری بیانگر نوک کوه یخی بنام « تروریسم ناب ولایی» می باشند.

 این وضعیت وخیم نیز از فردای آغاز مذاکرات اتمی که قریب دهسال بطول انجامید همچنان ادامه یافت و اوضاع بگونه ای بود که خامنه ای این مذاکرات و النهایه توافق اتمی را به مثابه یک « چک سفید» برای ادامه صدور تروریسم در اقصی نقاط گیتی تلقی می کرد. از تلاش برای « کامیون انفجاری » در آلبانی علیه ساکنان اشرف ۳ ، دو سوء قصد تروریستی در هلند و یا توطئه اخیر در پاریس تا بمب گذاری های کور در تایلند، بانکوک، هند، افغانستان و عراق، تا صدور ترویسم به جمهوری آذربایجان، بلغارستان، اتحادیه اروپا و نیز تا آمریکای جنوبی و حتی در ایالات متحده، تماما پازل تروریسم رژیم آخوندی در سایه برجام را به نمایش می گذارند. بسیاری از این پرونده ها تا به امروز در بایگانی ها در حال خاک خوردن می باشند. به یقین عدالت روزی به پیروزی نهایی بر دیو تروریسم پیروز خواهد شد؛ که تمامی این پرونده ها در کشورهای مختلف بازگشایی شوند. این امر نه تنها کمک به مبارزه با تروریسم جهانی که بانکدار آن ولی فقیه است، می‌باشد، بلکه جهان امروز و حقوق بشر نوین آن را از جامعه بین‌المللی طلب می کند.

 به همین میزان نیز بستن سفارتخانه ها، مراکز و دوایر آشکار و پنهان رژیم و یا شبکه های مافیایی حکومت در پوش « انجمن ها، بنیادها، شرکت ها »، مراکز به « اصطلاح مذهبی» و یا « اعضاء سابق و منتقدین مجاهدین» که تماما زیر‌شبکه های اطلاعات رژیم در خارج از کشور هستند، از ضرورت جدی برخوردار می‌باشند.

بهرحال با استرداد دیپلمات تروریست رژیم آخوندی، اکنون می توان گفت که در قدم نخست یکبار دیگر عدالت بر هرگونه ساخت و پاخت و سیاست های مخرب رژیم آخوندی در زمینه شانتاژ و گروگان گرفتن جامعه بین المللی، پیروز شده و براین سیاق و صد البته در آینده ای نه چندان دور شاهد برگزاری دادگاهی بین المللی برای به چالش کشاندن تروریسم آخوندی بعنوان « یکی از ستون اصلی نظام» در اروپا خواهیم بود.

 

به همین میزان نیز می‌توان این نتیجه منطقی را استنتاج نمود که بر مجموعه بحران‌های لاعلاج دیکتاتوری خامنه‌ای با جامعه بین‌المللی، یک بحران بی‌سابقه دیگر و آن برهم خوردن تعادل با اتحادیه اروپا به صفت شریک تجاری رژیم برای حفظ برجام، اضافه شده و بدین‌سان کلیت نظام آخوندی را به ایزولاسیون هرچه بیشتر کشانده است.

خامنه ای و دستگاه مخوف تروریسم رژیم برخلاف سنوات قبلی و به دلیل وجود قیام های داخلی و جامعه بجان آمده میدان بازی چندانی برای خروج از این بحران ندارد. در نبود مشروعیت داخلی، منطقه ای و بین‌المللی و همچنین در وجود حاضر به یراق مقاومت ایران در صحنه داخل و خارج و بویژه چرخش دوران، اکنون بهترین فرصت برای این رزم بین‌المللی علیه پدرخوانده تروریسم در جهان می‌باشد وبراین منطق بازماندگان قربانیان تروریسم آخوندی‌، افکار عمومی، انسان های آزاده و نیروهای دموکرات و حامیان حقوق بشر نوین بی صبرانه و چشم به انتظار برای رسیدن این روز مبارک هستند.