Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to TwitterInstagram

همزمان با جنگ لفظی و تهدیدهای متقابل آمریکا و کره شمالی که بر سر آزمایشات اتمی و مجهز شدن این کشور به سلاح هسته ای آغاز شد و می رفت که منتهی به جنگی خانمانسوز گردد، سردمداران حکومت آخوندی سر از پا نشناخته به این موضوع می اندیشیدند که درگیری آمریکا در شبه جزیره کره باعث خواهد شد تا فشارهای این دولت بر سر برجام و سایر مسائل مورد اختلاف با حکومت به شدت کاهش یابد و در این فرصت آخوندها بتوانند راه و چاره ای مناسب بیابند و زمان به نفع آنها سپری شود و همانند سالهای گذشته دری به تخته بخورد و باز هم از مخمصه ای که در انتظارشان بود به برکت جنگ و خونریزی، جانِ سالم به در ببرند.

پس از تهدیدهای شدید و غلیظ آمریکا و اعزام ناوگان جنگی در آوریل دوهزار و هفده به سمت شبه جزیره که به نوعی عزم جزم آنها را برای برخورد قدرتمندانه با کره شمالی نشان می داد، کره ای ها دریافتند که دیگر و همانند گذشته، با دیپلماسی توپ و تشرهای آبکی مواجه نیستند و دوران ژستهای دیپلماسی تو خالیِ روسای جمهور سابق آمریکا به پایان رسیده است.
از اینرو کیم جونگ اون با وجود تهدیدی که در ابتداء به کار برده بود، با یک محاسبه منطقی دریافت که باید بین نابودی کامل یا فرصت جهت آغاز دورانی جدید که می تواند به شکوفایی کشورش منجر شود، یکی را انتخاب کند و او دومی را پذیرفت و تا کنون قدمهای مهمی نیز در این راه برداشته است.
در این شرایط این نکته در عمل به اثبات رسید که در مقابل دولتهای یاغی که امنیت و صلح جهانی را به خطر می اندازند، مماشات، امتیاز دادن و نرمش نتیجۀ معکوس خواهد داد و تنها با توسل به دیپلماسی اقتدار است که می توان به نتایج لازم و مطلوب دست یافت.
آری! اون به گونه ای مسالمت آمیز دستها را بالا برد تا این (علی خامنه ای) آرزوهای خود را جهت جان سالم به در بردن از قضیه موشکهای بالستیک و صدور تروریسم بویژه در سوریه از برکت و نعمت جنگی خانمانسوز در شبه جزیره کره، بر باد رفته ببیند و حتما زیر لب زمزمه کند که: ( چی فکر می کردیم، چی شد).
موضوع دیگری که رژیم آخوندی در این راستا به آن دل خوش کرده و روی آن حساب باز کرده بود، از بروز اختلافات موجود بین امریکا و اروپا بویژه جنگ تجاری که تنش های فراوانی را بین آنها دامن زده بود سرچشمه می گرفت. این موضوع آخوندها را به این نکته امیدوار کرده بود که از شکاف بین اروپا و امریکا بتوانند به نحو احسن استفاده کرده و تهدیدات دولت آمریکا را در خصوص نادیده گرفتن برجام و اعمال تحریمهای جدید، خنثی نمایند.
طبیعی است که دولتهای اروپایی بخاطر منافعی که نزدیک به چهار دهه از قِبل دست و دل بازیهای حاتم طائی گونۀ آخوندها از سفرۀ ملت ایران برده اند، تمام تلاشهای خود را به کار می گیرند تا بتوانند این منافع را همچنان حفظ نمایند.
با اینهمه، دیدار ماکرون رئیس جمهور فرانسه و بلافاصله پس از آن خانم مرکل از امریکا و اظهاراتشان در خلال گفتگو با رئیس جمهور آمریکا، خوابهای پنبه دانه ای مقام عظما و شرکایش را سخت برآشفته نمود. هم ماکرون و هم خانم صدر اعظم آلمان بر نقص های بزرگی که ترامپ بر روی آنها انگشت گذاشته یعنی برنامه موشک های بالستیک، دخالت آخوندها در سوریه و ادامه برنامه اتمی رژیم بعد از سال دوهزار و بیست و پنج، صحه گذاشتند و اعلام کردند که حاضرند اختلافاتی از این قبیل را در قالب یک توافق دیگر مطرح کرده و به پیش ببرند. اظهاراتی که موجبات واکنشهای شدید و عصبی سردمداران ریز و درشت حکومت را فراهم نمود و خشم آنها را نسبت به همراهی متحدان تجاری شان در اروپا با خواسته های ترامپ برانگیخت و باعث شعله ور گردیدن جنگهای باندهای داخلی درون نظام نیز گردید.
با این حساب حتی اگر دولت آمریکا تصمیم بگیرد که در برجام باقی بماند، لزوم محدود کردن رژیم در موارد اختلافی فوق الذکر، از همین حالا کلید خورده و آخوندها چاره ای جز تن دادن به آنها و عقب نشینی نخواهند داشت.
دست کشیدن از تولید و آزمایش موشکهای بالستیک وعقب نشینی از عمق سنگر استراتژیک آخوندها در سوریه، البته عواقب مرگباری برای آنها به همراه خواهد داشت ولی سردمداران حکومت به خوبی بر این نکته نیز واقفند که تحریمهای ارزی، بانکی و نفتی، بسا شدیدتر از گذشته در راهند. خشم و اعتراضات عمومی به اوج رسیده و جامعۀ به پا خاستۀ ایران برای براندازی تام و تمامِ حکومت ننگینشان، هیچ فرصتی را از دست نخواهد داد.
بنابراین اینبار از امدادهای غیبی و هدایای آسمانی همانند داغ شدن تنور جنگ احتمالی بین آمریکا و کره شمالی و اختلافات دولت آمریکا با اروپا، آبی برای رژیم سرکوبگر و تروریسم پرور ولایت فقیه گرم نشده و آرزوهای عمامه به سران شیاد و غارتگر، بر باد رفته به نظر می رسند.