Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

نظام آخوندی از سر تا پا غرق در فساد است.

خودشان می گویند "سرطان فساد!". یعنی که فساد مثل سرطان تمام اعضاء و ارکان نظام را فرا گرفته و هیچ دارو و معالجه و جراحی قادر به نجات این جسم سرطانی نخواهد بود. به زودی این رژیم از درون متلاشی خواهد شد و قلبش از کار خواهد ایستاد. در نظامهای فاسد، احزاب و دسته بندیهای سیاسی تبدیل به باندهای مافیایی می شوند که به هیچ وجه حاضر به دست کشیدن از سهمشان از قدرت و پستها و موقعیتهای درآمدزا نیستند. همین حفظ منافع و سهم قدرت به هر قیمت، کارشان را به درگیری می کشاند؛ که کشانده. هریک از این "دسته جات"، بخشی از قدرت را در اختیار دارند. هیچ کدام به راحتی و از روشهای قانونی و دموکراتیک (نظیر انتخابات )، قادر به کنار زدن و حذف دیگران نیستند. اما نظام با چنین درجه ای از فساد قادر به ادامه حیات نخواهد بود. و البته در این میان نیروهای مبارز و مردم همچنان برای خلاصی از دست این جنایتکاران و غارتگران در مبارزه اند و بها می پردازند.

در تاریخ کشور ما هرگاه که کشور دچار چنین وضعیتی بوده، کار به حمله خارجی و نابودی بخش اعظم ثروت و جانهای هموطنان بی گناه و تجزیه کشور کشیده شده است. نمونه هایش شرایط و فسادی بود که به حمله چنگیزخان در زمان سلطان محمد خوارزمشاه و یا حمله محمود افغان در دوران سلطنت شاه سلطان حسین صفوی منجر شدند. قابل ذکر است که بسیاری از تحلیلگران و تاریخدانان ایران، وضعیت خامنه ای را به شاه سلطان حسین بیشتر شبیه می دانند.
اما در شرایط فعلی چشم انداز آینده و سناریوهای متصور برای پاشیدن نظام، تعدادشان محدود است:

یک سناریو اینست که مردم به کمک و با رهبری اپوزیسیون توانمند و جدی و جان برکف، قیام کنند و همه دسته بندیها و تمامیت نظام را به زباله دانی تاریخ بیندازند و از شر این جنایتکاران خلاص شوند.

سناریوی دیگر کشیده شدن کشور به یک جنگ وحشتناک داخلی است. جنگی که از یکطرف بین باندهای حاکم؛ بر سر قدرت و ثروت به راه می افتد و از طرف دیگر بین مردم و بخصوص اقلیتهای قومی (که سالها سرکوب شده اند) با حکومت مرکزی. جنگی که بسیار وحشتناک و ویرانگر خواهد بود. و تنها در صورتی که یک اپوزیسیون و نیروی ملی انقلابی جان برکف در صحنه باشد میتواند به سرعت با نابودی جنایتکاران حاکم و بدون آنکه کشور تجزیه شود به پایان برسد.
و این اپوزیسیون و نیروی انقلابی و ملی همان مقاومت ایران یعنی شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق است که اگر نبودند صحنه شکل دیگری می داشت.

سناریوهای دیگری را هم البته میتوان در نظر داشت. اما در هر صورت و با هر سناریویی حضور نیروی پیشتاز و اپوزیسون انقلابی توانمند، کشور را از افتادن به ورطه یک جنگ داخلی طولانی و تجزیه نجات خواهد داد.

بنابراین میتوان به جرات مدعی شد که شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق تنها تضمین موجود برای خلاصی مردم از دست جنایتکاران حاکم و مانع اصلی تجزیه شدن کشور به خاطر بی لیاقتی و فاسد بودن نظام حاکم است. و به همین دلیل شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق گنجینه های بی بدیل ملی، در شرایط فعلی کشورمان ایران هستند. حفظ آنها و حمایت از آنها یک وظیفه ملی است.