Submit to FacebookSubmit to telegramSubmit to Google PlusSubmit to Twitter

اینگرید بتانکور- کاندیدای پیشین ریاست جمهوری کلمبیا

در حالیکه اروپا با پوست و گوشت خود خشونت کور افراطگرایی اسلامی را لمس می‌کند، در حالیکه اروپا قربانی سوء‌قصدهای تروریستی در پاریس و لندن و آلمان است، ما همگی فراخوانده می‌شویم به فکر کردن به مسئولیتهایمان در قبال تاریک اندیشی مذهبی ادعای احیا شدن دارد .
چکار می‌توانیم بکنیم؟ چکار باید بکنیم؟ جامعه مسلمان بی‌شک اولین قربانی این تروریسم اسلامی است، چون اعتقادات مذهبی‌اش که یک میلیارد و نیم جمعیت جهان را در بر می‌گیرد، به گروگان گرفته شده است. تفکیک قائل شدن بین اسلام واقعی و افراطگرایی اسلامی به این سادگیها نیست؛ بخصوص که تروریسم اسلامی خود را تنها و اصیل‌ترین مفسر خدا و اسلام می‌خواند.

اسلام راستین، اسلام واقعی در بهترین صورت در حاشیه و زیر نگاههای بدبینانه انظار عمومی جهان آزاد قرار گرفته است. این در حالی‌است که برای به شکست کشاندن تروریسم مذهبی، تدابیر امنیتی یا عملیات نظامی کفایت نمی‌کنند، چرا که باید به سرچشمه رفت، به ریشه تاریخی این عارضه. ریشه تاریخی آن انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ می‌باشد. بنیادگراهای ایرانی اولین کسانی بودند که مدل حکومتی بر پایه قدرت مطلقه ولی فقیه را مستقر کردند. خیلی قبل از فتواهای البغدادی در موصل و رقه، خمینی از تهران فتواهایی برای قتل نویسندگان و روشنفکران اروپایی به اتهام کفر صادر کرده بود. رژیم خمینی صدور بنیادگرایی مذهبی و خلافت حاکم بر کل جهان اسلام را ترویج می‌کرد و این خیلی قبل از آن بود که داعش همین را با روشهایی به همان بی‌رحمی ترویج کند.

دیکتاتوری ایران صاحب ابزاری برای گسترش تروریسم مذهبی بنام پاسداران است. با آنها و به یمن آنها رژیم ایران از حزب‌الله لبنان، حوثیهای شیعی یمنی و حتی سازمانهای سنی مثل القاعده و طالبان حمایت به عمل می‌آورد. داعش هم باید به عنوان محصولی از سیاست رژیم ایران به شمار بیاید.

رژیم ایران با تبحر خاصی موتلفینش، سوریه و عراق را واداشت که رهبران آنچه که بعدها تبدیل به داعش شد را آزاد کنند. هدف رژیم ایران این بود که تاسیس گروهی در سوریه که به لحاظ ایدئولوژیک به خودش نزدیک باشد را تسهیل کند تا مخالفین بشار اسد را شقه کند و حمایتهای غرب از این اپوزیسیون را ناکارا بکند.

اما علیرغم این سیاست گسترش بی‌دنده و ترمز، حکومت آخوندها در داخل کشور خودشان با سرسخت‌ترین مقاومت مواجه شدند. سازمان مجاهدین خلق ایران تنها سازمان مخالفی است که از سیاست قتل عام آخوندها جان سالم به در برد. این جنبش، جنبش مقاومتی است که توسط مسلمانان و برای مسلمانان تاسیس شده است. این جنبش موفق شد اسلام کاذب آخوندها را برملا کرده و به نمایش بگذارد.

نیروی آرام این مقاومت توسط زنی نمایندگی می‌شود که مورد علاقه و تحسین همگی ما به دلیل شهامت و ذکاوتش است؛ مریم رجوی. وی با حمایت همگی شما و به یمن مقاومت هزاران هزار زن و مرد ایرانی در شرف تبدیل شدن به نیروی واقعی ضدتروریستی است که ما به آن نیاز داریم. وی با شما آلترناتیو دموکراتیک واقعی است که برای مسلمانان و توسط مسلمانان ایران ارائه می‌شود. او و شما الگویی برای مسلمانان آزاد سراسر جهان به شمار می‌آیید.

اگر ما امروز در اینجا گرد هم آمده‌ایم، برای این است که اتحاد و قدرتمان را به نمایش بگذاریم. همه اینها دور مریم رجوی شکل می‌گیرد. دوستانی از سرتاسر جهان دور او را گرفته‌اند، دوستانی با تنوعات بسیار. هر کدام ازما در اینجا همه نژادها، همه فرهنگها و همه مذاهب جهان را نمایندگی می‌کنیم؛ ما معتقدیم که این اتحاد بهترین استراتژی برای پایان دادن به تروریسم بین‌المللی آخوندها می‌باشد.
ما در اینجا گرد هم آمده‌ایم چون مطمئنیم که مقاومت ایران با نیروی پیشتازش یعنی بازماندگان کمپ لیبرتی و تحت رهبری مریم رجوی به بلوغ کافی رسیده است، تا به یمن تشکیلاتش، به یمن صلاحیتهایش و به یمن پایگاه مردمی‌اش در ایران، جریان تاریخ را بنام آزادی، برابری و برادری در جهان تغییر دهد.

راما یاد – وزیر پیشین حقوق بشر فرانسه
دوستان عزیز، ۲۴ اوت سال گذشته بود که در راهروهای دراز شهرداری منطقه ۲ پاریس، هزاران عکس از جوانان دانشجو، زنان باردار و نوجوانان، به نمایش گذاشته شده بود. آنها شهدای قهرمان قتل عام سی هزار زندانی سیاسی در تابستان ۱۹۸۸ بودند، که با خونسردی به قتل رسیدند. این یک جنایت علیه بشریت بود. به ناگهان در همین راهروهای شهرداری منطقه ۲ پاریس یک صدا به گوش رسید، صدای یک مسئول بلندپایه این کشتار که اعتراف به جنایت میکرد. او هنوز در قید حیات است. عضو برجسته کابینه روحانی است، چون مصونیت برای قاتلان ادامه دارد، اعدامهای جمعی هم همینطور. با خاطره این شهدا، بدون عدالت، صلحی در کار نخواهد بود. پس دلسرد نشوید، در همین مضحکه های انتخاباتی که انجام شد، خاطره این شهدا، خاطره این ۳۰ هزار شهدای قتل عام شده به سخنرانیهای روحانی و دوستان محافظه کار او راه یافت، و حالا آنها هر کدام دیگری را متهم به ارتکاب این قتل عام می کنند.

اما کمیسیون مرگی که این کشتار را به راه انداخت، اینها همگی اعضای آن بودند، از جمله همانهایی که امروز خود را اصلاحطلب می نامند. آنها فکر می کردند شما را از پا در میآورند، با مجبور کردن شما به پراکنده شدن در دنیا از آلبانی تا فرانسه و ازسوئد تا آمریکا.

همه جا اشرفی ها، پرشور و با انضباط زندگی مبارزاتی خودشان را به پیش می برند. تا وقتی مستبدان به حاکمیت خود در تهران ادامه می دهند باید علیه توحش بایستیم، مطالبه عدالت بکنیم و بخواهیم که آنها به دادگاهها سپرده شوند. به نظر می رسد که این تظاهرات در ویلپنت رژیم ایران را نگران می کند. دولت فرانسه نباید به شانتاژ تسلیم شود. فرانسه نباید ارزش های خود را با منافع هستهای و اقتصادی، که به هر حال غیر موثر هستند، معامله کند . پس به مطالبه عدالت، آزادی و دموکراسی ادامه بدهیم. ما باز هم چیزی جز این نمیخواهیم.

طی چهار سال اول زمامداری روحانی، رژیم ایران همواره رکورددار اعدام به نسبت جمعیت بوده است. مضحکه انتخابات ریاست جمهوری که روحانی را به راس حاکمیت کشور رساند چیزی را تغییر نخواهد داد. او نه اصلاحطلب است و نه میانه رو.
و امید در اردوی ماست زیرا شکافهای رژیم، زیر فشار نمایان شدهاند. جناح های رژیم با یکدیگر در جنگند.

و در این انتخابات تصاویر مریم رجوی را در خیابان های تهران دیدیم. مقاومت پیشروی میکند. در همه جا هستههای مقاومت فعال می شوند . من مطمئنم که این حکومت از درون فرو خواهد پاشید. ولی برای این، نیاز به ما و به جامعه بین المللی هست، نیاز به یک تغییر هست.

جهان باید ازبی پرنسپی تاجرمآبانه دست بردارد. جهان باید از توهمات هسته ای دست بردارد . هیچ انتظاری از این رژیم نمیتوان داشت، حتی بازرگانان هم دیگر اعتمادی ندارند. چه اعتمادی به یک سیستم اقتصادی میشود کرد که توسط شبه نظامیان اداره می شود ؟ مردم کماکان هیچ بهرهای از به اصطلاح گشایش در پهنه بینالمللی نبردهاند. بهتر است وقتمان را تلف نکنیم. وقت تلف شده معادل جانهای زیاد از دست داده شده است. همه دیدیم که انتخابات ریاست جمهوری ربطی به انتخابات دموکراتیک نداشت. کدام دموکراسی وقتی که کاندیداها باید توسط ولی فقیه تایید بشوند؟ کدام دموکراسی وقتی که انتخاب بین جنایتکاران، عوامفریبان و خودکامگان است؟ کدام دموکراسی وقتی که تهدید، ارعاب و شانتاژ در همه جا حاکمیت دارد؟

خانم رجوی، چهره شما، اراده شما و صدای شما نماد مقاومت است؛ نماد مقاومت یک زن است و ایران نیاز به شما دارد. شما نیاز به جهان دارید، باید هر چه بیشتر و هر چه مصممتر بشویم تا این تغییر اجتناب ناپذیر را محقق کنیم. ما این را به تمدن بزرگ ایران مدیون هستیم، یکی از درخشان ترین و یکی از بزرگترین تمدن های جهان. ما آن را به هزار زن اشرف مدیون هستیم. ما آن را به هزاران شهید مدیون هستیم. ما آن را به زنانی مدیونیم که در ایران برای آزادی مبارزه می کنند. آن را به جوانان عالیقدر ایرانی مدیون هستیم که با غرور و شهامت پرچم مقاومت را در ایران در اهتزاز نگه داشته اند. ما آن را به همه شما مدیون هستیم ما آن را به نوع بشری مدیون هستیم به نام کرامت انسانی خود. با تشکر.

زینت میر هاشمی-سردبیر نشریه نبرد خلق،عضو کمیته مرکزی سازمان چریکهای فدائی خلق
درود و سلام بر همه شما، شما رزمندگان راه آزادی ورهایی، دراین فرصت کوتاه به دو نکته بطور خیلی خلاصه اشاره می کنم.


اول:اهمیت رویداد ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰
رویداد ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ نقطه عطفی در تاریخ جنبش ضد استبداد دینی است.
رژیم بنیادگرای اسلامی باگلوله بستن تظاهرات مسالمت آمیز مردم،دستگیری،شکنجه واعدام اعضاء وهواداران نیروهای انقلابی وآزادیخواه و بطور خاص نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران را شروع کرد.
هدف خمینی ازاین کشتار این بود که با کشتن آزادیخواهان وروشنفکران و بطور کلی نخبگان جنبش، روحیه تسلیم وزندگی در خفت وخواری رابه مردم ایران تحمیل کند.


از جهت دیگر خمینی باادامه جنگ ضد مردمی سیاست صدور ارتجاع رادنبال می کرد.

در مقابل این دو سیاست راهبردی رژیم جنبش مقاومت باتمام وجود ایستادگی کرد و بدلیل دموکراسی، آزادی، عدالت اجتماعی وصلح را قرارداد.
مردم ایران باقیام ۳۰ خرداد سال ۱۳۸۸ راهکار ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ راادامه دادند.

از۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ هزاران زن و مرد آزادیخواه و مبارز به شهادت رسیدند که امروز یاد و خاطره آنها را گرامی می داریم.
خانواده ها و هم رزمان آن شهدای پرافتخار اکنون دادخواه خونهای ریخته شده آنان هستند که نکته دوم صحبت من است.
جنبش دادخواهی بخشی از جنبش ضد دیکتاتوری ونقش مهمی دررسیدن ایران به آزادی، دموکراسی و صلح خواهد داشت.

ما همگان وظیفه داریم که ازاین جنبش حمایت کنیم ماهمگان وظیفه داریم که ازاین جنبش حمایت کنیم، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران عضو شورای ملی مقاومت ایران با تاکید بر رویداد ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بعنوان نقطه عطفی در جنبش رهایی بخش مردم ایران براهمیت جنبش دادخواهی مادران و جنبش مقاومت زندانیان سیاسی در سیاه چالهای رژیم تاکید کرده و از این جنبش حمایت می کند.
ماهم صدای بی صدایان هستیم، پیروز باشید.